You are currently browsing the monthly archive for اکتبر 2010.

اسفندیار نبی

پسرم
اون روز ها ….. بیشتر شب بود..

پسرم
اون روزها ،نون رو به نرخ ریاکاری می خوردند…

ـ عروس خانوم برای بار سوم می پرسم. وکیلم؟
– با توجه به استقبال بی نظیر و بی سابقه خانواده داماد بله!!

ایران ویران

پسرم
اون روزها به وعده سر خرمن می گفتند یارانه

ما(من و بانو) خوشحالیم
چون فردا تولد منه
تو هم به کار خودت برس بلکه اونجات خنک بشه 😀
با تشکر
شازه تحت فیلطر

.
.
.
قصه ی ما به سر نرسید
فیلطرچی هم به آرزوش نرسید…

یه بابایی توی اداره ما میگه احمدی نژاد نماینده امام زمان هست
و ما کلی می خندیم…

بابام سال ها قبل، گاوصندوقی برای خونه خرید

گاوصندوقه، هنوز افسرده است

چون بابام کارمند بود.

توی این یه وجب جا نمیشه درباره خودم توضیح بدم . شازه هم یعنی ناب .
قوانین اینجا: کامنت تبلیغاتی= پنچری لینک کردن= اختیاری

رفقای آنلاین:

توئیت نامه :

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

instagram

تو میتونی یه آدم خوب با یه قلب مهربون باشی و باز هم بگی "نه"

RSS رفقای به روز

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.